ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
106
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
يازدهم ه . است كه شهرت وى بر بنياد يك تأليف روايتى است كه در سه قرن اخير توفيق قابل ملاحظهاى يافته بود ، و چنان كه يكى از خبرگان تاريخ عثمانى مدلّل كرده ارزش تاريخى آن هيچ است . 86 به علاوه ، نام عبد الله سيّد غازى نشان مىدهد كه اين روايتى ديگر از افسانه سيّد بطّال قهرمان يك حماسهء عربى و تركى ، است و شخصيّت واقعى تاريخى كه اين موضوع ادبى دربارهء او به وجود آمده به نيمهء قرن هشتم / دوم ه . و حملههاى امويان بر ضد بيزانسيان - ( روميان شرقى ) و كشته شدن وى در سال 740 / 122 ه . مربوط است ، 87 ولى دوران حيات وى را به پايان قرن دهم / چهارم ه . بردهاند تا با حوادث حماسه هماهنگ شود . و بعد على دده او را به شخصيت رشيد پيوسته و قهرمان در نقشهايى نمودار مىشود كه واقع تاريخى هيچ كدام را تأييد نمىكند . شايد تصادف محض نيست كه يك سلسله سفرها و مباحث خاصّ جغرافيايى با نام نوادهء رشيد ، يعنى خليفه الواثق ( 842 - 847 / 227 - 232 ه . ) قرين شده ، ولى انگيزهء آن گهگاه عوامل تخيّلى مطلق بوده است . دو تا از اين سفرها با شركت رياضيدان معروفى به نام محمّد بن موسى ( متوفّى به سال 873 / 259 ه . ) انجام گرفته 88 و اكنون تمايلى نيست كه محمّد بن موسى خوارزمى ، 89 منجّم معروف و ناشر ترجمهء بطلميوس را كه نيك مىشناسيم ، دارندهء اين نام بدانيم ، هر چند بعضى از كسان پيشتر بر اين سخن رفتهاند . سفر اوّل ، پس از موافقت امپراتور روم شرقى ، به سوى آسياى صغير براى كنجكاوى دربارهء غار اصحاب كهف ما بين عموريه و نيقيه انجام گرفت . قابل ملاحظه آنكه محمّد بن موسى جثّههاى حنوط شده را همان اصحاب كهف كه نامش در قرآن آمده است ندانست . ظاهرا قصّهء سفر حتّى به دوران زندگانى وى رواجى يافته بود ، زيرا اين خرداذبه آن را با كلمات خود مؤلّف نقل كرده 90 و يك ترجمه روسى از آن موجود است . 91 سرخسى نيز با آوردن كلمات مؤلّف به نقل آن پرداخته ؛ و روايت وى در كتاب مسعودى آمده است . 92 بيزانس شناسان معاصر مىخواهند اين سفر را يك واقعهء درست تاريخى بدانند . 93 امّا سفر دوم كه محمّد بن موسى به فرمان خليفه در آن شركت داشت ، به سوى طرخان ، فرمانرواى خزر ، بود 94 كه با سفر معروف سلّام ترجمان به سدّ يأجوج و مأجوج - كه هنگام سخن از سفرهاى مشرق عالم اسلام از آن بتفصيل ياد خواهيم كرد - ارتباط دارد . از حوادث مهمّى كه به دوران الواثق به گسترش فهم مسلمانان دربارهء اقطار مغرب كمك كرد ، قضيّهء آزادى مسلم بن ابى مسلم جرمى از اسارت بيزانسيان بود . 95 نمىدانيم در واقع اسم او چيست ، زيرا آن را چنان كه گاه خواندهاند حزمى يا به صيغههاى ديگر نيز مىتوان خواند . دربارهء شخص او نيز جز همين قصّهء مربوط به آزادى او ، كه مسعودى روايت كرده و بىاهميّت نيست ، چيزى نمىدانيم ؛ گويد : مبادلهء سوم در خلافت واثق در محرّم سال 231 ( مطابق سپتامبر 845 ) در لامس انجام شد ،